لغت نامه دهخدا
ممتازای شولستانی. [ م ُ ی ِ ل ِ ] ( اِخ ) از شولستان فارس و از شاعران قرن یازدهم است. از اوست:
شویم ز لوح دل چو هما نقش آرزو
مشق قناعت از قلم استخوان کنم.( از تذکره نصرآبادی ص 432 ).
ممتازای شولستانی. [ م ُ ی ِ ل ِ ] ( اِخ ) از شولستان فارس و از شاعران قرن یازدهم است. از اوست:
شویم ز لوح دل چو هما نقش آرزو
مشق قناعت از قلم استخوان کنم.( از تذکره نصرآبادی ص 432 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیرههای اردشیر و اردوان به ماهور شولستان میروند
💡 طبق روایتی وی ۳ فرزند داشت یکی از فرزندانش را کشتند و دو تای دیگر از ترس مرگ به شولستان گریختند.