لغت نامه دهخدا
ملکی صدق. [ ] ( اِخ ) ( به معنی پادشاه سلامتی ) شهریار سالم و کاهن خدای تعالی بود که نان و شراب از برای خلیل الرحمن آورده و از وی عشر گرفت و این مطلب اشاره به مسیح است که کاهن از رتبه ملکی صدق بود. ( قاموس کتاب مقدس ).
ملکی صدق. [ ] ( اِخ ) ( به معنی پادشاه سلامتی ) شهریار سالم و کاهن خدای تعالی بود که نان و شراب از برای خلیل الرحمن آورده و از وی عشر گرفت و این مطلب اشاره به مسیح است که کاهن از رتبه ملکی صدق بود. ( قاموس کتاب مقدس ).
مَلکی صَدَق (Melchizedek)
(در عبری به معنی «شاه نیکوکار») در عهد عتیق(پیدایش ۱۸:۱۴ـ۲۰) کاهن و شاه سیلمکه پس از بازگشت ابراهیماز جنگ با شاهان بین النهرین به او نان و شراب داد. بعضی علمای مسیحی این عمل او را ریشۀ آیین افخارستیا(عشاء ربانی) می دانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بترک جان بگو خواجو گرت جانانه می باید که در ملکی نشاید کرد سلطانی به انبازی
💡 ملکی از طرف کمیته مرکزی حزب برای بررسی وضعیت و تهیه گزارش به آذربایجان اعزام شد.
💡 وی با پری ملکی خواننده و مدرس موسیقی ازدواج کرده بود که حاصل این ازدواج ۲ فرزند به نامهای توکا (منتقد و محقق هنرهای تجسمی) و بامداد (نوازنده) است.
💡 چنین ملکی چنان بِه، هم تو دانی، که در باقی کنی چون هست فانی
💡 در همه ملکی بزرگم من که در دستت زبونم در همه شهری عزیزم من که در چشمت حقیرم
💡 محمّد ملکی در دانشنامهٔ علّامه آشتیانی (۱۳۹۳) فهرستِ توصیفیِ مفصّلی از کارهای آشتیانی به دست دادهاست.