لغت نامه دهخدا
ملولی عربی. [ م َ ی ِ ع َ رَ ] ( اِخ ) تیره ای از طایفه خدیوی ممسنی فارس. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 90 ).
ملولی عربی. [ م َ ی ِ ع َ رَ ] ( اِخ ) تیره ای از طایفه خدیوی ممسنی فارس. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 90 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند ملولی تو یقین است که تو با اینکه ملولی، ز کسی کم نزنی
💡 از ملولی کاله میخواهد ز تو نیست آن کس مشتری و کالهجو
💡 داروی ملولی رخ و رخسارهٔ تو وان نرگس مخمورهٔ خمارهٔ تو
💡 چه شد کز مهربان خود ملولی چه شد کز عاشق خود می گریزی
💡 آن ملولی دنبل بیعشقی است جان او را عاشق ایشان کنم
💡 هرچند ملولی نفسی با ما باش مگریز ز یاران و درین غوغا باش