لغت نامه دهخدا
( مغفرت مآب ) مغفرت مآب. [ م َ ف ِ رَ م َ ] ( ص مرکب ) مغفرت پناه. بخشوده. آمرزیده. آمرزش یافته. مغفور: زرع و تربیت این جنس از مغفرت مآب میرزا آقاخان صدر اعظم نوری شد... ( المآثر و الاَّثار ص 115 ).
( مغفرت مآب ) مغفرت مآب. [ م َ ف ِ رَ م َ ] ( ص مرکب ) مغفرت پناه. بخشوده. آمرزیده. آمرزش یافته. مغفور: زرع و تربیت این جنس از مغفرت مآب میرزا آقاخان صدر اعظم نوری شد... ( المآثر و الاَّثار ص 115 ).
( صفت ) مرحوم مغفور ( در مورد مرده استعمال شود ): [ زرع و تربیت این جنس ( برنج صدری ) از مغفرت ماب میرزا آقا خان صدر اعظم نوری شد... ] ( الماثر و الاثار. ۱۱۵ )
مغفرت پناه بخشوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كسى احتمال دهد عموم مغفرت مقيد به توبه و هيچ سبب ديگرى كه فرض شود، نشده.
💡 ابلیس را بدان آفرید که تا وی فعل خود ننماید، رحمت و مغفرت حق ظاهر نگردد.
💡 کتّانی گوید هرگز خدای بندگانرا زبان گشاده نکند بعذر تا در مغفرت گشاده نکند.
💡 آن که کار عاصیان از سعی خدام تو ساخت مغفرت را کامران از رحمت عام تو ساخت
💡 عفو و بخشش، حد مشروعيت آن و اسبابى كه براى مغفرت در قرآن آمده است: (تو بهوشفاعت )
💡 15 مغفرت، با توفيق و اذن الهى است. بر خلاف مسيحيّت كه آمرزش را بدست بزرگان خود مى دانند. (و المغفرة باذنه )