مغشوش طبیعت

لغت نامه دهخدا

مغشوش طبیعت. [ م َ طَ ع َ ] ( ص مرکب ) حیله باز. فریبنده. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

حیله باز و فریبنده

جمله سازی با مغشوش طبیعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دل روشن ندارد ره تمنای بهشت نقش یوسف می کند مغشوش لوح ساده را

💡 همين كار را كردم، و آب ليمو در كربلا منحصر به دكان من شد و سرمايه زيادى از اينمال مغشوش بدست آوردم تا جائى كه در صنف خودم مشهور شدم به (پدر پولهاىهزارهزارى ).

💡 نیست صائب علم رسمی سینه صافان را به کار می کند مغشوش، جوهر صفحه آیینه را

💡 پتک نفرت خورد زیرا سکه ‌مغشوش بود پتک نفرت بر سر هر سکه مغشوش باد

💡 پرد از چهره رنگ بوالهوس از دیدن عاشق زر مغشوش لرزان در کف صراف می‌آید

💡 كودك اظهار داشت: در اين كيسه يك دينار مشكوك، از اهالى شهر رى مربوط به فلانتاريخ مى باشد كه مغشوش مى باشد.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز