فرهنگستان زبان و ادب
{suspension feeder} [اقیانوس شناسی، جانور شناسی] نوعی آبزی که از غذای معلق در آب تغذیه می کند
{suspension feeder} [اقیانوس شناسی، جانور شناسی] نوعی آبزی که از غذای معلق در آب تغذیه می کند
💡 چون به معلق ایستد آن مه و سر در آستین سرو بروید از فلک، ماه بجوشد از زمین
💡 همچنین نتفلیکس و سونی پیکچرز اینترتینمنت پروژه های فعلی خود با اسمیت را معلق کردند.
💡 آمد از رشحه، یم موّاج جودت آسمان از عدم در ساحل امکان معلق چون حباب
💡 تانن های گال ها در تصفیه آب نیز کاربرد دارند. این ترکیبات می توانند به عنوان عوامل کواگوالنت عمل کنند و ذرات معلق در آب را به هم بچسبانند تا راحت تر حذف شوند.
💡 معلق از خم برگشته گیسویش دل من چو مرغسوختهبالیکهبرکشند بهچنگ
💡 (نخستين شرط آزادى محدوديت است. زندگى،تعادل نيروهاى متخالف است، همچنان كه معلق بودن زمين در فضا نتيجهتعادل نيروهاى متخالف مى باشد.