( مصلحت آمیز ) مصلحت آمیز. [ م َ ل َ ح َ ] ( ن مف مرکب )مطابق صلاح کار. بر وفق مصلحت و مقتضا. آمیخته و توام با صواب و صلاح و خیرخواهی: دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز. ( گلستان چ فروغی ص 20 ).
ضرورت است به توبیخ با کسی گفتن
که پندمصلحت آمیز کاربندش نیست.سعدی.
( مصلحت آمیز ) ( ~. ) (ص مف. ) آن چه توأم با مصلحت باشد، خیرخواهانه.
( مصلحت آمیز ) آنچه توٲم با صلاح و مصلحت باشد، آمیخته به مصلحت.
( مصلحت آمیز ) آنچه توام با مصلحت باشد خیرخواهانه یادروغ مصلحت آمیز. دروغی که از روی صلاح و خیر اندیشی گویند: ملک... گفت آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفتهاند: دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زن اظهار داشت: اى پسر رسول خدا! من اموالى چنين و چنان در فلان مكان دارم، يك سوّم آنها را به شما مى دهم تا در هر راهى كه مصلحت مى دانى، مصرف نمايى.
💡 مثال بيمار وقتى كه به پزشك مراجعه كند بايد بفكر اطاعت از دستورات اوباشدچون دكتر با تمام دقت مصلحت او را در نظر دارد و تا بوسيله دارو و رعايتپرهيز غذائىسلامتى و عافيت را به بيمار برگرداند.
💡 نومیدیام ببین که به کین میدهم قرار با من چو جنگ مصلحتآمیز میکنی
💡 نیست بی مصلحتی ناله ی ما، می خواهیم بخت خود را نگذاریم که در خواب شود
💡 عقل را دیوانگی ده مصلحت را زیر پا نه هوش را کن مست و واله ناز را بی آبرو کن
💡 «اما من به شما راست میگویم: برای شما مصلحت است که من بروم، زیرا اگر نروم، تسلی دهنده نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم، او را نزد شما خواهم فرستاد.»