لغت نامه دهخدا
مشک بیزان.[ م ُ / م ِ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال مشک بیختن.
مشک بیزان.[ م ُ / م ِ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال مشک بیختن.
در حال مشک بیختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه شب چشم رامین اشک ریزان هوا بر رخش او کافور بیزان
💡 کمربسته در پیش خوبان پرست همه باده و باد بیزان به دست
💡 گر خاک جلال را ببیزند مدهوش شوند خاک بیزان
💡 میوه ها، از درخت ها ریزان گرد صندل ز شاخها بیزان
💡 خلقی ز پیش سرشک ریزان واو خاک به فرق خویش بیزان