مشعل داری

لغت نامه دهخدا

مشعلداری. [ م َ ع َ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل مشعل دار. رجوع به مشعل و مشعلدار شود.

فرهنگ فارسی

شغل و عمل مشعل دار

جمله سازی با مشعل داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمع فلک را نشاند شعشعهٔ آفتاب شعله در انجم فگند مشعل آن انجمن

💡 نگون شد مشعل خورشید و شمع ماه شد ظاهر عیان شد پادشاه زنگ و پنهان بیرق دارا

💡 در سپتامبر ۲۰۰۹، دو طرح مشعل برای بازی‌های آسیایی ۲۰۱۰ فهرست شدند.

💡 تن چون نگردد گرد جان با مشعل چون آسمان ای نقطه خوبی و کش در جان چون پرگار من

💡 شب مرغان چمن را سحر آمد که چمن از گل و لاله برافروخت چراغ و مشعل

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز