مسافر ناگزیر

فرهنگستان زبان و ادب

{captive rider} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] شخصی که به دلایلی مجبور به استفاده از یک نوع سامانۀ حمل ونقل است

ویکی واژه

شخصی که به دلایلی مجبور به استفاده از یک نوع سامانۀ حمل‌ونقل است.

جمله سازی با مسافر ناگزیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شرع پیشکار، همان چار یار گوی در ملک ناگزیر همان چار یار دان

💡 بگذر از کار جهان اکنون که داری اختیار پیشتر کآن اضطرارت بگذراند ناگزیر

💡 گفتی پس از هلاک تو دست از جفا کشم ای عمر ناگزیر چرا می کنی شتاب

💡 «یوویان» جانشین او ناگزیر شد با شاپور صلح کند و بسیاری از اراضی را که از نرسی گرفته بودند، باز پس دهد.

💡 از همه عالم گریزست ار همه جان و دل ست آن تویی کز کل عالم ناگریزی ناگزیر

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز