مزید گفتن

لغت نامه دهخدا

مزید گفتن. [ م َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تملق گفتن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

تملق گرفتن

جمله سازی با مزید گفتن

💡 دید کامد آن مزید از بیحساب از نمودن خویش را بر آن جناب

💡 در خراسان بود دولت بر مزید زانک پیدا شد خراسان را عمید

💡 چون خلیفه دید و احوالش شنید آن سبو را پر ز زر کرد و مزید

💡 شکر کنید ای پسران وطن تا شود این فضل و کرم بر مزید

💡 چو کنم گر ننهم سر به قضا و برضا سخطم را نبود عائدهٔ غیر مزید