مرده خسب

لغت نامه دهخدا

مرده خسب. [ م ُ دَ / دِ خ ُ ] ( حامص مرکب ) خوابیدن مانند مرده. روی به آسمان و پشت بر زمین. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خوابیدن مانند مرده

جمله سازی با مرده خسب

💡 گر من بمرم مرا مگویید که مرد گو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به برف مرده اشاره کرد.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به راه رفتن مرد مرده، نجات‌دهنده و باب رابرتس اشاره نمود.

💡 كسى بميرد بى آنكه امام زمانش را شناخته باشد به مرگ جاهلى مرده است.

💡 گر مرده روان جوید وز مرگ امان جوید از باده نشان جوید بی نام و نشان گردد

💡 دل به همت میتواند چون برون آمد ز پوست همچو خونِ مرده در زندانِ تن باشد چرا

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز