فرهنگستان زبان و ادب
{alternating mydriasis, bounding mydriasis} [پزشکی] نوعی مردمک گشادی که به تناوب نخست در یک سو و سپس در سوی دیگر ظاهر می شود
{alternating mydriasis, bounding mydriasis} [پزشکی] نوعی مردمک گشادی که به تناوب نخست در یک سو و سپس در سوی دیگر ظاهر می شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درخت بزرگی است با شاخههایی نسبتاً آویزان و قهوهای رنگ، پوست تنه آن سفیدرنگ و در قسمت پایین کرکدار است. برگهای آن دمبرگهای بلندی دارند که در آغاز چسبندهاند و روی شاخهها به طور متناوب قرار گرفتهاند. این درخت یک پایه است، به این معنا که گلهای نر و ماده جدا از هم ولی روی یک پایه قرار دارند. میوه آن بالدار است.
💡 کلاینتها بهطور متناوب، لیستی از ارسال کنندهها را بازنگری میکنند و تلاش میکنند تا اتصالات جدیدی را که قبلاً مسدود شده بودند، برقرار کنند و اتصالاتی را که برقرار کرده بودند را مسدود کنند.
💡 این شرکت، توسط «پیتر بوآس بنگ» و «سوئِند اولافسن» در سال ۱۹۲۵ میلادی بنیان نهاده شد که کارشان، ساخت رادیوهایی بود که با جریان متناوب کار میکرد و در آن عصر که همهٔ رادیوها با باتری کار میکردند، محصولی متمایز محسوب میشد.