مردار کشان
لغت نامه دهخدا
مردارکشان. [ م ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومه و ارداک شهرستان مشهد، در 32هزارگزی شمال غربی مشهد و 2هزارگزی شمال کشف رود، در جلگه معتدل واقع و دارای 147 تن سکنه است آبش از رودخانه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با مردار کشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری از ما چه خبر داری؟ ای دوست مخسب امشب
💡 که مرد علم بگوراندرون نه مرده بود و مرد جهل ا بر تخت بر بود مردار
💡 خوردن خون و مردار در اسلام ممنوع اعلام شده است آنجا كه مى فرمايد:
💡 زاغِ تنِ مردار را، در جیفه رغبت میدهی طوطیِّ جانِ پاک را، مست و شکرخا میکشی
💡 پنج مورد كه همگى مردار محسوب شده و خوردنشان در اسلام حرام است
💡 نخست مى فرمايد: مردار بر شما حرام شده است (حرمت عليكم الميتة ).
💡 در داستانهای قدیمی و حماسی، شخصیت مردار کشان معمولاً نمادی از مرگ و ناامیدی بود که با چهرهای ترسناک و مهیب در میان مردم حرکت میکرد.
💡 آن شاعر با استفاده از استعاره مردار کشان، سعی داشت تا ناامیدی و رنجهای عمیقی را که بر روح مردم حاکم شده بود، به تصویر بکشد.
💡 در برخی از متون کهن، توصیف مردار کشان به عنوان نمادی از گذر زمان و از بین رفتن زیباییهای دنیای مادی و فانی مورد استفاده قرار میگرفت.