مرحلۀ افسردگی

فرهنگستان زبان و ادب

{depression stage} [روان شناسی] چهارمین مرحله از پنج مرحلۀ فرایند مرگ که در آن کارکرد فرد دچار ضعف و کاستی می شود

جمله سازی با مرحلۀ افسردگی

💡 هرکه عاشق شد چو شمع آزاده از دل‌مردگی است زندگی دلگرمی عشق است و مرگ افسردگی است

💡 در ۱۸ سالگی اختلال شدید عاطفی فصلی در او تشخیص داده شد، که باعث افسردگی و اضطراب می‌شود.

💡 از سوی دیگر تحقیقات نشان داد افرادی که حس بویایی خود را از دست داده‌اند دچار بیماری‌های روانی می‌شوند که از این میان می‌توان اضطراب و افسردگی را نام برد.

💡 در ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا کوئتیاپین برای استفاده به عنوان یک درمان کمکی در اختلال افسردگی اساسی جواز دارد.

💡 صائب که بارها به سخن داده است جان ز افسردگی کنون به سخن دل نمی دهد

💡 تا به کی فیّاض ازین افسردگی‌ها تا به کی! آتش سوزنده را در زیر پا می‌خواستیم