مرجان اباد

لغت نامه دهخدا

( مرجان آباد ) مرجان آباد. [م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش مرکزی. شهرستان گنبد قابوس. در ده هزارگزی شرق گنبد و 2 هزارگزی راه مینودشت، در دشت معتدل هوائی واقع و دارای یکصد تن سکنه است. آبش از چاه و محصولش غلات و حبوبات و صیفی و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

( مرجان آباد ) دهی از شهرستان گنبد قابوس

جمله سازی با مرجان اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لب گشود وحجره ام پر گوهر و مرجان نمود موگشاد و کلبه ام در عنبر سارا گرفت

💡 شفا و راحت جان من آن دو مرجان بود چگونه باشد جانم کش آن دو مرجان نیست

💡 چو مرجان سرخ رو از آبروی همت خویشم نه چون گوهر به آب چشمه نیسان وضو کردم

💡 گردشگری یک صنعت مهم در کوئینزلند است و بوندابرگ به عنوان دروازه جنوبی دیواره بزرگ مرجانی قرار گرفته است.

💡 ز دست جرأت من در وصال ایمن باش که قرب بحر کند خشک، دست مرجان را

💡 لو لو و مرجان حسن و حسين هستند و على فاطمه دو درياى بزرگند، يكى بر ديگرىبرترى دارند. (106)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران