لغت نامه دهخدا
محیطپیمای. [ م ُ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) که گرددایره برآید. که پیرامون دایره پیماید:
چون دایره گر محیطپیمای شوی
چون نقطه اگر ساکن یک جای شوی.ناصرخسرو.
محیطپیمای. [ م ُ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) که گرددایره برآید. که پیرامون دایره پیماید:
چون دایره گر محیطپیمای شوی
چون نقطه اگر ساکن یک جای شوی.ناصرخسرو.
که گرد دایره بر آید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببوی زلف سیاهت بباد دادم عمر مرا که گفت که بنشین و باد می پیمای
💡 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو پیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تو
💡 باز این دل سرگشته هجران پیمای افتاد به دام عاشقی دیگر جای
💡 منه بیرون زحد شرع خود پای چو جنت عرصهٔ عالم به پیمای
💡 پیمای نیستکوه سرین تو در خرم لرزان مدام از چه سبب اینقدر بود
💡 در زمان موجه اشک فلک پیمای من ابر صائب از سر دریوزه دریا گذشت