فرهنگستان زبان و ادب
{chiraltiy axis} [شیمی] محوری که مجموعۀ لیگاندهای پیرامون آن آرایشی را ایجاد می کنند که بر تصویر آینه ای خود قابل انطباق نیست
{chiraltiy axis} [شیمی] محوری که مجموعۀ لیگاندهای پیرامون آن آرایشی را ایجاد می کنند که بر تصویر آینه ای خود قابل انطباق نیست
محوری که مجموعۀ لیگاندهای پیرامون آن آرایشی را ایجاد میکنند که بر تصویر آینهای خود قابل انطباق نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلمت از سایه بر فلک فکند سینه بر روی محور اندازد
💡 همی تا هال یابد گوی مرکز همی تا دور دارد چرخ محور
💡 آسمان همچنان به جای خودست هم بر آن قطب و هم بر آن محور
💡 زنبض جستنم ازبس هوا تموج یافت زنبض موجی،نتوان شناختن محور
💡 بقای تو چندان که در طول و عرضش نشاید به جز محور آفرینش
💡 بن خندق او رسیده بمرکز سر بارهٔ او گذشته ز محور