متصدی دستگاه ضبط صدا

فرهنگستان زبان و ادب

{tape recorder operator, sound recordist} [سینما و تلویزیون] فردی که مسئول دستگاه ضبط صدا در صحنه است متـ. متصدی دستگاه ضبط

ویکی واژه

فردی که مسئول دستگاه ضبط صدا در صحنه است

جمله سازی با متصدی دستگاه ضبط صدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 توئی که باد نیابد به بارگاه ترا توئی که خاک ندارد به دستگاه تو زر

💡 در طول برگزاری کنفرانس علمی بین‌المللی، متصدی دستگاه ضبط صدا وظیفه داشت تمامی سخنرانی‌های ارائه شده توسط استادان را با دقت ثبت کند.

💡 اگر متصدی دستگاه ضبط صدا حواس خود را از کیفیت ورودی صدا پرت کند، ممکن است در نهایت فایل‌های صوتی بسیار بی‌کیفیت تولید شود.

💡 مسئول برگزاری مراسم خواست که متصدی دستگاه ضبط صدا را بررسی کند تا از عملکرد صحیح میکروفون‌ها در طول برنامه اطمینان حاصل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران