جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس آن چيزى كه در اينگونه امور تواءم با شر مورد تعلق كلمه ايجاد اراده الهى قرارمى گيرد و قضاى الهى هم بالذات شامل آن مى شود، آن مقدارى است كه وجود به خودگرفته، و به عبارت ديگر استعداد و قابليت گرفتن وجود را داشته، و همان است كهمى توان گفت خدا خلق كرده، اراده الهى ايجادش نموده و قضاى الهى بر آن رانده شده.
💡 زيرا اگر منظور از توسل اين باشد كه ما پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) راصاحب قدرت و مالك سود و زيان بالذات بدانيم مسلما اين شرك است، و هيچ مسلمانى نمىتواند به آن عقيده داشته باشد، و اما اگر اين مالكيت از ناحيه خدا باشد و تحت عنوان الاما شاء الله قرار گيرد مانعى دارد؟ و اين عين ايمان و توحيد است.
💡 11-بعض از حكماى اسلام وحدت وجود را به معناى وحدت صاحب مراتب توجيه كردهاند مانند نور كه يك حقيقت واحده است ليكن از حيث قوت و ضعف، مراتب بى شمارى دارد.همچنين وجود، يك حقيقت است كه مرتبه اى از آن واجب و ازلى وحىّ بالذات عالم و قادربالذات است و مراتب ديگر وجود، ممكن و حادث و عالم و قادر بالغير است. البته ممكناترا هم مراتب غير متناهيه است.
💡 بعد از آنچه گفته شد ميگوئيم: اينكه هستى هر چيزى محتاج بعلت است، و در جاى خودمسلم شده، جهتش اين است كه وجود (كه مناط جعل است )، وجود امكانى است، يعنى بحسبحقيقت صرف رابط است، و از خود استقلالى ندارد، و لذا مادام كه اين رابط و غيرمستقل سلسله اش بوجودى مستقل بالذات منتهى نشود، سلسله فقر و فاقه نيز منقطع نمىگردد، و همچنان هر حلقه اش بحلقه اى ديگر، تا علت آن باشد.