لغت نامه دهخدا
مانندگی جستن. [ ن َن ْ دَ / دِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) شباهت یافتن. مشابهت یافتن. تشبه: و عشق سبب مانندگی جستن بود و مانندگی جستن سبب آن جنبش بود. ( دانشنامه ).
مانندگی جستن. [ ن َن ْ دَ / دِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) شباهت یافتن. مشابهت یافتن. تشبه: و عشق سبب مانندگی جستن بود و مانندگی جستن سبب آن جنبش بود. ( دانشنامه ).
( مصدر ) شباهت یافتن تشبه: و عشق سبب مانندگی جستن بود و مانندگی جستن سبب آن جنبش بود.
💡 ۶۸. وند: این پسوند بر چگونگی و مانندگی و گاهی دارندگی دلالت دارد.
💡 ۵۲. گون: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد.
💡 ۶۶. وش: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد.
💡 ۶۷. وش: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد.
💡 ۷۶. فش: این پسوند معنای مانندگی میبخشد.