ماغ گون

لغت نامه دهخدا

ماغ گون. ( ص مرکب ) تیره گون. به رنگ ماغ. سیاه و تیره:
تا برآید لخت لخت از کوه میغ ماغ گون
آسمان آس گون از رنگ او گردد خلنگ.منوچهری.

فرهنگ عمید

به رنگ ماغ، تیره، سیاه رنگ: تا برآید لخت لخت از کوه میغ ماغگون / آسمان آبگون از رنگ او گردد خلنگ (منوچهری: ۶۳ ).

فرهنگ فارسی

برنگ ماغ سیاه تیره: تا بر آید لخت لخت از کوه میغ ماغ گون آسمان آس گون از رنگ او گررد خلنگ. ( منوچهری. د. ۴۹ )

جمله سازی با ماغ گون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر در آتش شدی به حرز ثنات یافتی خلعت سمندر ماغ

💡 در آن آب جوشیده بر روی شط ز سوز جگر ماغ گفتی به بط

💡 چونک خورشید سوی عقرب رفت شد جهان تیره رو ز میغ و ز ماغ

💡 ر‌نگ را اندرکمرها تنگ شد جای‌ گریز ماغ را اندر شَمَرها سرد شد جای شناه

💡 درآمد چنان زد یکی را به تیغ کجا سرش چون ماغ بر شد به میغ

💡 چون به دریا رسد ز جوی و ز دشت ماغ هم گرد او نیارد گشت

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز