لغت نامه دهخدا
ماروشی بیش. [ ] ( اِ ) به شیرازی «اِشخیص » را گویند. ( از مخزن الادویه ). و رجوع به اشخیص [ اِ ] شود.
ماروشی بیش. [ ] ( اِ ) به شیرازی «اِشخیص » را گویند. ( از مخزن الادویه ). و رجوع به اشخیص [ اِ ] شود.
به شیرازی اشخیص را گویند
💡 نخواهم عذر تشریفت، چرا؟ زانک بحمدالله تو بیش از عذرمایی
💡 بشتاب، که جانم به لب آمد بیتو دریاب مرا، که بیش نتوان دانست
💡 هریکی زان دگر نه پیش و نه پس هریکی زاندگر نه بیش و نه کم
💡 گوباش همانجا و برش بیش نیاید از بندگی صدر اجل ماند به جاهی
💡 گناهم گر زماهی تا بماه است ولیکن رحمتت بیش از گناه است