لغت نامه دهخدا
مادرقحبه. [ دَ ق َ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) دشنامی است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مادرقحبه. [ دَ ق َ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) دشنامی است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
دشنامی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین پدرو مادر چوابر وچودریا گرچه یتیم آمدی یتیم مبادی
💡 فرزند آدم و پدر و مادر آدمی کس چون رها کند که به یکبار خر شود؟
💡 مرا ای کاشکی مادر نمی زاد وگر می زاد کس شیرم نمی داد
💡 ای بنده بالای تو سرو آزاد همچون تو بتی مادر ایام نزاد
💡 مادر ره سودای تو منزل کردیم سوزیست در آتشی که در دل کردیم
💡 ورا نیز مادر برون برد تفت ره سیستان برگرفت و برفت