لیل لیلاء

لغت نامه دهخدا

لیل لیلاء. [ ل َ لُن ْ ل َ ] ( ع اِ مرکب ) لیلة لیلی. لیل لایل.لیل ٌ الیل. رجوع به لیلة لیلاء و رجوع به لیل شود.

جمله سازی با لیل لیلاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گه لیلی طنازی اندر حشم ناز مجنون شوی آنگاه به کوه و کمر آیی

💡 اگرچه لیلی وقتست او چه غم دارد ز حال درد دلی کان به حال مجنونست

💡 همچو مجنونی که بشنید از یکی که مرض آمد به لیلی اندکی

💡 درآستین مرادت کلید لیل و نهار برآستان بقایت سر سنین و شهور

💡 نور او پنهان شود در لیل قدر شمس در وی می‌نماید قدر بدر

💡 بیاورد بویش سوی گور لیلی بزد نعره و اوفتاد آن فنایی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران