لگن شور

لغت نامه دهخدا

لگن شور. [ ل َ گ َ ] ( نف مرکب ) شوینده لگن. || ( به تحقیر و طعن ) پرستار بیمار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آن که لگن را بشوید ۲- پرستار ( در مقوقع تحقیر گویند )

جمله سازی با لگن شور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ناگهان متوجّه شدم كه شخصى چند نوع غذا آورد و به همراه او شخصى ديگرى با لگن وآفتابه آمد و آن ها را جلوى من نهادند و گفتند: مولايت دستور داده است كهاوّل دست هايت را بشوى و سپس اين غذا را تناول نما.

💡 شایع‌ترین اندیکاسیون هیسترکتومی در دردهای مزمن لگنی آندومتریوز می‌باشد.

💡 چشم بد خود را خورد خود ماه ما زان فارغ است شمع کی بدنام شد گر نور او بستد لگن

💡 در این بیماری زاویه بین گردن استخوان ران و تنه آن بیش از ۱۳۵ درجه می‌شود. این بیماری برعکس درون‌خمیدگی لگن است.

💡 خود چه باشد گر درآیی درکنار من شبی همچو جانی در بدن یا همچو شمعی در لگن

💡 تاب رخسار گل و لاله خبر می‌دهدم که چراغی است نهان گشته در این زیر لگن

💡 گردشگران در سفر خود به مناطق ساحلی، از تماشای مناظر خیره‌کننده و گسترده یک لگن شور با لایه‌های نمکی در زیر نور خورشید لذت می‌برند.

💡 وجود یک لگن شور در نزدیکی مناطق مسکونی می‌تواند به دلیل تجمع نمک در خاک، بر کیفیت آب‌های زیرزمینی و کشاورزی منطقه تأثیر منفی بگذارد.

💡 با مطالعه نقشه‌های زمین‌شناسی، مشخص شد که این منطقه وسیع در واقع یک لگن شور قدیمی است که در اثر تبخیر آب‌های دریا شکل گرفته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران