لغت نامه دهخدا
لگام گسیختگی. [ ل ُ / ل ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عمل لگام گسیخته. بی بندوباری. افسارگسیختگی. لاابالی گری.
لگام گسیختگی. [ ل ُ / ل ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عمل لگام گسیخته. بی بندوباری. افسارگسیختگی. لاابالی گری.
بی بند و باری لاقیدی. لگام گسیختن. ( صفت ) بی بند و باری لاقید لا ابالی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پایین نقوش مزبور کتیبهای به خط میخی بابل متوسط است که در اصل از شش لوحه یا ستون تشکیل میشود که دو لوحه از سطح عریض و جانبی آن را در قدیم به علت نامعلومی محو کردهاند اکنون بیش از چهار لوحه از کتیبه مزبور باقی نمانده که شامل ۶۴ سطر است بی شک از بین رفتن دو لوحه مزبور باعث گسیختگی مطالب و عدم ارتباط آنها میشود
💡 از جمله پدیدههای ساختاری میتوان به گسلههای اساسی در سامانه گسیختگیهای گستره نامبرده که در زیر به آنها اشاره میکنیم.
💡 گشتاور لرزهای، عینیترین معیار برای اندازهگیری «اندازه» زمینلرزه بر اساس انرژی کل، بهشمار میرود. با این حال، این مقیاس بر اساس یک مدل ساده از گسیختگی و برخی مفروضات سادهکننده تنظیم شده و این واقعیت را در نظر نمیگیرد که نسبت انرژی آزادشده به عنوان امواج لرزهای در بین زمینلرزهها متفاوت است.
💡 یکی از ویژگیهای اصلی فرهنگی این منطقه، اختلاط فرهنگهای گوناگون است که باعث گسستگی و گسیختگی زبانی و مکانی بین جوامع آن شدهاست.