لون حبیق
فرهنگ فارسی
جمله سازی با لون حبیق
دوش دیگر لون این میداد دست لقمهٔ چندی درآمد ره ببست
برون شد ازمکان عطّار در کون برون آورد او معنی بهر لون
کمال عشق بیرون و دو کونست که او رادید خویش از لون لونست
یکی زگوهر رخشان و لون و پیکر خویش چو آینه است و درو عکس کوکب رخشان
عاشقانه آتشی زن در دو کون تا رهی از نقشهای لون لون