لقمه ٔ اهن کشید

لغت نامه دهخدا

( لقمه آهن کشید••• ) لقمه آهن کشیدن. [ ل ُ م َ / م ِ ی ِ هََ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از زنجیر بر پای داشتن. ( برهان ). کنایه از زنجیر بر پا بودن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 341 ).

جمله سازی با لقمه ٔ اهن کشید

💡 با مهر و محبت پدرانه اى لقمه بر دهان كودكان مى گذاشت و هر بار مى فرمود:

💡 ابر از گوهر شهوار ترا لقمه دهد دهن خویش اگر همچو صدف پاک کنی

💡 شکوه اغیار گر خصمی کند با من رواست سگ برای لقمه دامنگیر سایل می شود

💡 هژیر (مهران غفوریان) به توزیع کش لقمه (پیتزا) اشتغال دارد.

💡 چه تلخ است و چه شیرین پر از مهر و پر از کین زهی لذت نوشین زهی لقمه دندان

💡 6 شركت ابليس در مال و فرزند انسان، از آغاز آن شروع مى شود و تا لقمه ى حرام و مشتبه و زنا ادامه مى يابد. (شاركهم )