لعاب حیه

لغت نامه دهخدا

لعاب حیه. [ ل ُ ب ِ ح َی ْ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زهر مار.

فرهنگ فارسی

زهر مار

جمله سازی با لعاب حیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرم که رنگ قهوه ای تیره بر زمینه نخودی است که هم از داخل و هم از بیرون منقوش است، سفال دیگر دارای لعاب گلی بر نخودی است که به احتمال متعلق به مس سنگی میانی است.

💡 گفتی که اگر صبر کنی کام بیابی لعاب فلک شعبده‌باز است چه تدبیر

💡 همیشه تا که به جلاب منقلب نشود ز انقلاب زمان در دهان مار لعاب

💡 1. سفال با لعاب پاشیده ساده، 2. سفال با لعاب پاشیده و نقاشی 3. سفال با لعاب پاشیده و نقش کنده

💡 ای از سخای دست تو جیب صدف تهی وی از لعاب کلک تو چشم هنر قریر

💡 از رنج حرص می نرهد حاسدت چو مور تا شربتی بدو ندهد از لعاب مار