لغت نامه دهخدا
لطف گنی. [ ل َ طَ گ ِ ] ( حامص مرکب ) تلطّف و مهربانی:
از جام انگبین نترابد جز انگبین
از نفس او نیاید الاّ لطف گنی. منوچهری.
لطف گنی. [ ل َ طَ گ ِ ] ( حامص مرکب ) تلطّف و مهربانی:
از جام انگبین نترابد جز انگبین
از نفس او نیاید الاّ لطف گنی. منوچهری.
تلطف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از گفت و گوی دشمن بسیار باک نیست گر باشدم ز لطف تو اندک حمایتی
💡 گر لطف و وصال آری ور جور و محال آری آمیختهای با جان ای جور و محالت خوش
💡 وصل تو خواستم از لطف تو روزی، گفتی چون مرا رای بود حاجت گفتار تو نیست
💡 گل را نگر ز لطف سوی خار آمده دل ناز و باز کرده و دلدار آمده
💡 ما را اگر ز بزم تو اندیشه مانع است لطف ترا که گوشة دامن گرفته است؟