قمر نکودر
لغت نامه دهخدا
قمرنکودر. [ ] ( اِخ ) از سرداران التون خان پادشاه ختای. رجوع به تاریخ جهانگشای ج 1 ص 151، 153 شود.
فرهنگ فارسی
از سرداران التون خان پادشاه ختای
جمله سازی با قمر نکودر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر محمد پس از استقرار در حکومت یزد، به سرکوب راهزنان نکودری همت گماشت. نکودریها به سرداری مردی به نام نوروز پیوسته به یزد و کرمان و روستاهای پیرامون آن میتاختند و اموال مردم را به تاراج میبردند و راهها را در اختیار میگرفتند. امیر محمد در راه مهریجرد بر آنان تاخت و ۱۰۰ تن را کشت و نوروز را به قتل رساند. یکی از بزرگان آنان، به نام گربه، را اسیر نمود و سر نوروز را به گردن او آویخت و او را در قفسی، با سرهای کشته شدگان، به دربار سلطان فرستاد. سلطان ابوسعید در تشکر و ستایش این اقدام امیر محمد، برای او پاداش و خلعت فرستاد. پس از مدتی نکوداریان، به رهبری فردی به نام تومان، به قصد انتقام دوباره به اطراف یزد حمله میکنند. امیر محمد باری دیگر مقابل آنان میایستد و آنان را شکست داده تومان را به قتل میرساند و سرهای کشته شدگان را به دربار سلطان ابوسعید میفرستد.
💡 “ در سرزمین کابل تبارهای گونه گون وجود دارند. در دشتها و درههای کوچکش ترکها، عربها، در شهرها و روستاهایش پشه ییها و پراچیها، تاجکها، برکیها و قبایل افغان زندگی میکنند. در کوههای غربی اش، قبایل هزاره و نکودری که برخی از آنها به زبان مغولی صحبت میکنند، در برخی نقاط کوهی شمال آن کافر و کتور و گیبرک زندگی میکنند و مناطق جنوب محل بودو باش قبایل افغان است. حدود یازده تا دوازده زبان در کابل رواج دارد؛ که از آن میان میتوان اینها را نام برد: عربی، فارسی، ترکی، مغولی، هندی، افغانی، پشه یی، پراچی، گیبری، برکی، و لغمانی… ”. بابر کابل لوگر وردک پروان را بنام کابل یادآوری نمودهاست. هندیها و پاکستانیها تا اکنون افغانستان را کابل مینامند. حتی بعضی از مهاجرین افغان افغانستان را کابل میگفتند.