قلم شیربک

لغت نامه دهخدا

قلم شیربک. [ ق َ ل َ ؟ ] ( اِخ ) یکی از طوایف پشتکوه، از ایلات کرد ایران. ییلاق این ایل گرازان و قشلاق آنها شایق است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ).

فرهنگ فارسی

یکی از طوایف پشتکوه از ایلات کرد ایران ییلاق این ایل گرازان و قشلاق آنها شایق است.

جمله سازی با قلم شیربک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آسایش زمانه و آرامش زمین از سیر و سیرت قلم و خنجر تو باد

💡 عرش شد لوح و قلم کرسی وامر کن رقم زد شد عیان نار و نعیم

💡 قلم راندی کنون بر من در اینجا که بگشادم ز دیدت در در اینجا

💡 هر که به غیر تو قلم درکشید آنچه ندیده است کسی او بدید

💡 دهان پاک باید قلم پاک‌تر کز او نام تا گور آید به در

💡 همان گاه خورشید برزد علم برون شد شب قیرگون از قلم

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز