لغت نامه دهخدا
قلعه فروشان. [ ق َ ع َ ف ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان فاربین بخش سده شهرستان اصفهان، واقع در 5هزارگزی جنوب سده و یک هزارگزی شمال شوسه نجف آباد به اصفهان. سکنه آن 66 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
قلعه فروشان. [ ق َ ع َ ف ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان فاربین بخش سده شهرستان اصفهان، واقع در 5هزارگزی جنوب سده و یک هزارگزی شمال شوسه نجف آباد به اصفهان. سکنه آن 66 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
ده کوچکی است از دهستان فاربین بخش سده شهرستان اصفهان واقع در ۵ هزار گزی جنوب سده و یک هزار شمال شوسه نجف آباد به اصفهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیب زمینی New Leaf، که در اواخر دهه ۱۹۹۰ توسط مونسانتو به بازار عرضه شد، برای بازار مواد غذایی سریع ساخته شد. پس از آنکه خرده فروشان آن را رد کردند و پردازشگران مواد غذایی به مشکلات صادرات رسیدند، تولید آن در سال ۲۰۰۱ متوقف شد.
💡 جان فروشان ره عشق تو قومی عجبند که بصورت همه جسمند و بمعنی جانند
💡 در دیاری که تو از جلوه فروشان باشی گل ز خجلت نشود بر سر بازار سفید
💡 ز جان فروشان در رسته ها ز خوف و رجا خروش خیزد پیش و پس و یمین و یسار
💡 هم چنين در تجارت داخلى، تجارت محلى و دست فروشان روستايى، كه عموما وابسته به تجار مستقر و در مراكز مهم بودند، تخصص يافتند.
💡 جناب آقاى قنبر على صرامى، ساكن فروشان (سده )، طى نامه اى به حجه الاسلام آقاىسيد محسن احمدى سدهى چنين مى نويسد: