لغت نامه دهخدا
( قصر باجة ) قصر باجة. [ ق َ رِ ج َ ] ( اِخ ) شهری است به اندلس از نواحی باجه نزدیک دریا. بعضی گمان کرده اند که عنبر در سواحل آن یافت شود. ( معجم البلدان ).
( قصر باجة ) قصر باجة. [ ق َ رِ ج َ ] ( اِخ ) شهری است به اندلس از نواحی باجه نزدیک دریا. بعضی گمان کرده اند که عنبر در سواحل آن یافت شود. ( معجم البلدان ).
شهری است باندلس از نواحی باجه نزدیک دریا. بعضی گمان کرده اند که عنبر در سواحل آن یافت شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرودگاه بینالمللی هنگکنگ در هنگام ورود با تأخیر مواجه شد، عمدتاً برای مسافران شرکت حملونقل محلی هنگکنگ اکسپرس، که با استفاده از تابلوهای دستنویس به کارکنان متوسل میشوند تا مسافران را به باجههای پذیرش مختلف هدایت کنند. اداره فرودگاه هنگ کنگ پاسخ اضطراری را پس از خرابی وبگاههای خطوط هوایی و چک-این خودکار فعال کرد. سیستمهای رزرو خطوط هوایی محلی کاتای پاسیفیک، هنگ کنگ اکسپرس و هنگ کنگ ایرلاینز در دسترس نیستند.
💡 بین و استپان در ایستگاه بعدی پیاده میشوند، قطاری که داچفسکی سوار آن شده بدون توقف از آنجا عبور میکند؛ او تابلویی را نشان میدهد که در آن یک شماره تلفن نوشته شدهاست تا استپان با آن تماس بگیرد؛ اما به دلیل معلوم نبودن سه رقم آخر، بین بارها با شمارههای ناموفق تماس میگیرد. بین و استپان سوار قطار بعدی میشوند، اما چون بین کیف پول، پاسپورت و بلیتش را روی باجه تلفن جا گذاشتهاست، هر دو از قطار بیرون انداخته میشوند.