قشلاق لطفعلی. [ ق ِ ل ُ ع َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در 40 هزارگزی شمال خاوری گرمی و سه هزارگزی شوسه گرمی به بیله سوار. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر است. این ده سکنه ندارد، و اهالی دهات اطراف در آن زراعت میکنند. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در ۴٠ هزار گزی شمال خاوری گرمی و سه هزار گزی شوسه گرمی و بیله سوار موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر است.
جمله سازی با قشلاق لطفعلی
💡 در مقدمهٔ تأسیس حزب در نامهٔ لطفعلی خان میار به برادری و اتحاد اهالی کلارستاق با برادران کجوری و نوری و کسب حمایت از آنان اشاره شد.
💡 تا پیش از شیدا چیزی از سرایندگان تصنیفها که احتمالاً به صورت بداههخوانی سروده میشدهاست نمیدانیم و تنها در تصنیفهای مختلف نشانههای سرودهای از شاعری را میبینیم (نظیر نشانههای شعری که صبا در دعوت از لطفعلی خان زند سروده در تصنیف مربوط به او).
💡 توطئه ابراهیم کلانتر علاوه بر اینکه لطفعلیخان را از پایتخت حکومتش بیرون راند باعث این شد که سربازان او از اطرافش پراکنده شوند. لطفعلیخان پس از این جریانات قصد بوشهر کرد تا از شیخ نصرخان کمک بگیرد و زمستان را نیز در آن شهر سپری کند. سپاه کوچک لطفعلیخان زند به سمت بوشهر به راه افتاد و پس از زد و خوردهای پراکنده خود را به کازرون رساند.
💡 لطفعلیخان پس از آن به سوی بوشهر رفت. شیخ ناصر عرب که با سلسله زندیه و شخص لطفعلیخان روابط خوبی داشت، حاکم این شهر بود. اما اندکی پیش از ورود خان زند به شهر، درگذشت و پسرش، شیخ نصر به جای او به حاکمیت بوشهر رسید و تنها توانست تعداد معدودی سرباز که تعداد آنها را ۳۰۰ تن نوشتهاند، در اختیار لطفعلیخان زند قرار دهد. خان زند نیز با همین سپاه کوچک راه شیراز در پیش گرفت تا تاج و تخت پدرش را پس بگیرد.