لغت نامه دهخدا
قسط مقری. [ ق ُ طِ م ُ ] ( اِخ ) اسماعیل بن قسطنطین مکی. از قراء است. ( منتهی الارب ).
قسط مقری. [ ق ُ طِ م ُ ] ( اِخ ) اسماعیل بن قسطنطین مکی. از قراء است. ( منتهی الارب ).
اسماعیل بن قسطنطین مکی از قرائ است
💡 مقری به بام بر شو و قامت بزن بگوی کز قبله کرد روی نزاری به بابِ دوست
💡 از برای گفتن این بیت خوش افتاده اند قمریان چون مقریان وقت سحر در قال قال
💡 مقری صبوح کرده بر مناره شد آوازه منادیِ او بر ستاره شد
💡 مقصود مقریان قماری دعای توست زان نالهها که در شب و شبگیر میکنند
💡 ادا کند مه و خور همچو مقری و مؤبد مدایح تو به نحو نبی و لحن زبور
💡 بجای مقری مطرب نشست و زد بربط بجای زاهد شاهد ستاد و خواند ابیات