قریه الانصار
لغت نامه دهخدا
( قریةالانصار ) قریةالانصار. [ ق َرْ ی َ تُل ْ اَ ] ( اِخ ) مدینه منوره است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مدینه منوره است
جمله سازی با قریه الانصار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و ايم الله لو لم ينصره احد لرجوت ان يكون له فيمناقبل معه من المهاجرين و الانصار و من يعبث الله له من نجباء الناس كفاية فانصروا اللهينصركم
💡 ۱ الانصار قهرمان لبنان انصراف داد.۲ دوستلیک در بازی اول در شهر دوشنبه به خاطر جنگ داخلی تاجیکستان حاضر نشد و از دور مسابقات کنار گذاشته شد و مبلغ ۱۰ هزار دلار جریمه شد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال الانصار عربستان سعودی و باشگاه فوتبال الوحده عربستان سعودی اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال الاهلی عربستان سعودی و باشگاه فوتبال الانصار عربستان سعودی اشاره کرد.
💡 و در كلامى ديگر حضرت فرمود: يا على قم فاقبض هذا بشهادة من فى البيت منالمهاجرين و الانصار كى لا نيازعك احد من بعدى (146)
💡 فاتيت رسول الله (ص ) فذكرت له ذلك فغضبرسول الله (ص ) غضبا شديدا و قام مغبضبا و صعد المنبر ففزعت الانصار و لبسواالسلاح لما راوا من غضبه ثم قال: