قریب محله

لغت نامه دهخدا

قریب محله. [ ق َ م َ ح َل ْ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از هزارجریب. رجوع به مازندران و استرآباد رابینو ص 165 شود.

فرهنگ فارسی

دهی است از هزار جریب

جمله سازی با قریب محله

💡 مرا ز هجر و ز وصل تو باد جان و دلی گهی به درد قریب و گهی ز رنج بعید

💡 یا شبه الطیف لی انت قریب بعید جمله ارواحنا تغمس فیما ترید

💡 در حال حاضر قریب ۱۰۰۰ دانشجو در این دانشکده مشغول به تحصیل هستند.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان حادثه قریب‌الوقوع اشاره کرد.

💡 بعد آنان که قریب اند به ما نوبت ماست آخر کلفت شبهاست فراغ دم صبح