لغت نامه دهخدا
قرای طیلسانی. [ ق َ ی ِ طَ / طِل َ ] ( اِخ ) قرای طیلسان. ( ناظم الاطباء ). کنایه از کوکب زحل است. ( اشتینگاس ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
قرای طیلسانی. [ ق َ ی ِ طَ / طِل َ ] ( اِخ ) قرای طیلسان. ( ناظم الاطباء ). کنایه از کوکب زحل است. ( اشتینگاس ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
قرای طیلسان کنایه از کوکب زحل است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جای مقام کم زنان است تو مرد ردا و طیلسانی
💡 بهار آمد و طیلسانی کبود برافکند بر دوش سرو بلند
💡 ز مشک ختن بر عذارش غباری ز شعر سیه بر رخش طیلسانی
💡 گردنی کز سرکشی بیرون شدت از چنبرت ریسمان او را شکوه طیلسانی میدهد
💡 باد در گردن تو کرده به خم طیلسانی ز موی بز محکم
💡 از قیر طیلسانی بر مشتری کشیده بر مهر سایبانی از مشک ناب بسته