لغت نامه دهخدا
قبه گردنده. [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ گ َ دَ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) به معنی قبه علیا است که کنایه از آسمان باشد. ( برهان ).
قبه گردنده. [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ گ َ دَ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) به معنی قبه علیا است که کنایه از آسمان باشد. ( برهان ).
بمعنی قبله علیا است که کنایه از آسمان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیگر موتورهای جت بدون قطعه گردنده «پالس جت» است که از اصول احتراق متناوب پیروی میکند و به همین خاطر میتوان آن را در حالت سکون روشن کرد.
💡 رزم و بزمش به چشم هردو یکیست تیز و گردنده راست چون فلکیست
💡 موتور درونسوز، یک وسیلهٔ گردنده است که در خودروها، هواگردها، قایق موتوری، موتورسیکلتها و صنایع کاربرد دارد. بدون بهرهگیری از موتورهای درونسوز، اختراع و ساخت هواپیماها ممکن نبود.
💡 گسترده زمین جاه ترا زیر نگینست گردنده فلک قدر ترا زیر عنانست
💡 بردنواری برای قطعات نصب-سطحی طراحی نشدهاست، اگرچه میتوان بسیاری از این قطعات را در کنار این مسیر نصب کرد، به خصوص اگر مسیرها با یک چاقو یا دیسک برش کوچک در یک ابزار گردنده بریده/شکلداده شوند.
💡 سپهر از بهر او گردنده باشد مر او را از دل و جان بنده باشد