قبه ٔ اب

لغت نامه دهخدا

( قبه آب ) قبه آب. [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از حباب است و آن شیشه مانندی باشد که هنگام باریدن باران در روی آب بهم میرسد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به قبک آب شود.

فرهنگ فارسی

( قبه آب ) کنایه از حباب است و آن شیشیه مانندی باشد که هنگام باریدن باران در روی آب بهم میرسد.

جمله سازی با قبه ٔ اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 - چرا از من اطاعت نمى كنى و خواسته هايم را به جا نمى آورى ؟ اگر بخواهى تمام قبه وبارگاه سليمان را با منقارم به دريا بيندازم توان آن را دارم !

💡 و در روايت ديگر نقل كرده اند كه روزى گنجشك نرى با ماده خود گفت: چرا نمى گذارىبا تو جفت شوم ؟ اگر خواهم قبه سليمان را به منقار خود مى توانم بكنم و در درياافكنم.

💡 قبه گردون گردان حلقه درگاه اوست زآنسبب چون حلقه دائم قامتش در انحناست

💡 ای ماه چه قبه‌ای ز قدرت عیوق اقبال چو عاشق است دادت معشوق

💡 ابر رحمت سایبان قبه پر نور او روضه اش را از پر و بال ملایک بوریاست

💡 اندر این نه قبه او را جای نیست عرصه ی گردون ورا گنجای نیست

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز