قامت سزا ی

لغت نامه دهخدا

قامت سزای. [ م َ س َ /س ِ ] ( ص مرکب ) سزاوار پرستش. || ( اِخ ) کنایه از خداوند که هیچ کس جز او سزاوار پرستش نیست.

فرهنگ فارسی

( قامت سزا ی ) (صفت ) ۱ - سزاوار پرستش ۲ - خدا که هیچکس جز او سزاوار پرستش نیست.

جمله سازی با قامت سزا ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناوک راست روی، چشم هدف در ره توست چه بر این قامت خشک چو کمان می لرزی؟

💡 جز قامت رعنای تو بالا ننماید سروی که ازو بوی گل و یاسمن آید

💡 حسرتکش ابروی تو شد قامت پیری جز خانه خود نیست دگر خانه کمان را!

💡 شد محقق که بسان الف نسخ قدیست پست با قامت تو سرو سهی بالا را

💡 شاها بود امّید دلم اینکه به محشر در ظلّ لوای تو کشم قامت خم را