قال گذاری

لغت نامه دهخدا

قال گذاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) ( اصطلاح فیزیکی ) عمل ذوب طلا و نقره در بوته و تصفیه آنها از مواد زاید.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل قال گذاشتن ۲ - عمل ذوب طلا و نقره در بوته و تصفیه آنها از مواد زاید.

جمله سازی با قال گذاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گرفتم او گذاری بر سر بیمار می‌آرد کجا دل طاقت حیرانی دیدار می‌آرد

💡 ای نوش داروی جان اندر لبت نهفته بامر همی چنینم چون خسته می گذاری

💡 افتاد گذاری دوش در دیر خراباتم دیدم که حرم میکرد بر خاک درش تعظیم

💡 ترا خود نیست راه و رسمِ یاری که یاران را معطّل می گذاری

💡 چو باد می‌گذری بر من و مرا در راه همی گذاری چونان که کاروان آتش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران