لغت نامه دهخدا
قاضی ذوالنون. [ ذُن ْ نو ] ( اِخ ) ابن محمد. رجوع به قاضی رشید ذوالنون شود.
قاضی ذوالنون. [ ذُن ْ نو ] ( اِخ ) ابن محمد. رجوع به قاضی رشید ذوالنون شود.
ابن محمد. رجوع به قاضی رشید ذوالنون شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برهان مُعجِز تو کلام الهیست نه چون کلیم و ذوالنون از مار و ماهیست