قاسمی خوافی

لغت نامه دهخدا

قاسمی خوافی. [ س ِ ی ِ خوا / خا ]( اِخ ) اسمش مجدالدین از فصحای دیار خواف و به مکارم اخلاق اتصاف داشته کتاب روضة الخلد برابر گلستان شیخ سعدی از تصنیفات اوست این قطعه از آنجا آورده شد:
ابلهی مروزی به شهر هری
سوی بازار برد لاشه خری
لاغر و سست و پیر و فرسوده
سم و دندان و استخوان سوده
جست دلال و جست در پشتش
کرد جنبان بسیخه و مشتش
گفت کای تاجران و راهروان
که خرد مرکبی جوان و روان ؟
مروزی گفت ای جوان یارم
گر چنین است پس نگهدارم.پیوسته بیاد لعل شیرین فرهاد
میکرد ز تلخ کامی خود فریاد
جان داد و نیافت کام دل از شیرین
شیرین میگفت و جان شیرین میداد.( آتشکده آذر چ شهیدی ص 80 ).

فرهنگ فارسی

اسمش مجدالدین از فصحای دیار خواف و بمکارم اخلاق اتصاف داشته.

جمله سازی با قاسمی خوافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاسمی را محنتی چندست، کان کس را مباد درد بیماری و فرقت، درد غربت، درد یار

💡 برای عید وصلش، قاسمی، قربان شوی،آری که داند تا چه عیدی اندرین قربان شود دیده

💡 قاسمی در عشق رسوا شد بکام دشمنان آنکه می نوشد بکام دوستان پیداست کیست

💡 روبیک قاسمی-نوبخت (فارسی: روبیک قاسمی نوبخت؛ زادهٔ ۲۷ ژوئیهٔ ۱۹۸۷) بازیکن فوتبال اهل آلمان است.

💡 قاسمی هر لحظه می گوید بآواز بلند: هم تویی جان، هم تویی جان، سلام علیکم

💡 زمزمه بودا فیلمی به کارگردانی و نویسندگی حسین قاسمی جامی محصول سال ۱۳۸۶ است.

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز