قاسم قادری

لغت نامه دهخدا

قاسم قادری. [س ِ م ِ دِ ] ( اِخ ) ( میرقدرت اﷲ... ) از شاعران قرن سیزدهم هجری هند است که اشعار بسیاری به زبان اردو گفته و نام اصلی وی سید ابوالقاسم و مشهور به قدرت اﷲ است. در اشعار خود به قاسم تخلص دارد و از آثار اوست مجموعه ای نغز در تذکره شعرای اردوزبان هند. این کتاب به سال 1221 هَ. ق. تألیف شده است و به سال 1933م. در لاهور به چاپ رسیده است و یک معراجیه نیز داردکه مثنوی است. سال وفاتش به دست نیامد. ( نقل از کتاب مجموعه نغز صاحب ترجمه و ریحانة الادب ج 3 ص 259 ).
قاسم قادری. [ س ِ م ِ دِ ] ( اِخ ) ( شیخ ) معروف به قاسم سلیمانی. از مشاهیر مشایخ هندوستان است. تربت او در چونار زیارتگاه مردم است و نزدیک آن خانقاه او معروف است. فرزند وی بالا پیر در قنوج مدفون است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

معروف به قاسم سلیمانی از مشاهیر مشایخ هندوستان است.

جمله سازی با قاسم قادری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاجزی از مالش موری اگرچه قادری کز دو تار مو نمایی بر سر شیران لجام

💡 دارد از لطف تو نزد شاه امید تربیت تربیت کن چون بحمدالله بدینها قادری

💡 قادری بر هر چه می‌خواهی مگر آزار من زان که گر شمشیر بر فرقم نهی آزار نیست

💡 در دهه هفتاد او پرکار بود و در شش فیلم حضور پیدا کرد، و بعد از تاراج دوبار دیگر با ایرج قادری همکاری کرد،

💡 قادری بر ناتوانان می‌توانی مرحمت کن بار هجران کی توانم برد با این ناتوانی

💡 سوگند سکوت فیلمی به کارگردانی ایرج قادری و نویسندگی احمد نجیب‌زاده محصول سال ۱۳۴۸ است.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز