قاسم اباد اخوان
لغت نامه دهخدا
( قاسم آباد اخوان ) قاسم آباد اخوان. [ س ِ دِ اَ خ َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران. در 4هزارگزی شمال باختر ورامین متصل به راه احمدآباد و یکهزارگزی راه شوسه و در جلگه واقع است. هوائی معتدل دارد، سکنه آن 241 تن میباشند. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، صیفی،چغندرقند و میوه جات است. شغل اهالی زراعت است. راه ماشین رو فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیای ایران ج 1 ).
جمله سازی با قاسم اباد اخوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زکنعان روی در دیوار زندان آورد صائب چو یوسف سیلی بیداد اخوان را به یاد آرد
💡 مهدی اخوان ثالث در شعری با عنوان باغ من در مجموعهشعر زمستان، پاییز را «پادشاه فصلها» نامیدهاست.
💡 خسروا، هر یک ز اولاد و ز اخوان تو هست آفتاب افتخار و آسمان اقتدار
💡 بیعشق نه یوسف را اخوان چو سگی دیدند وز عشق پدر دیدش زیبا و مطرایی
💡 اخوان بسیار در جهان و چون شمس هم دل و هم پشت من ندیدم ز اخوان
💡 به سیم قلب یوسف را نمیگیرند از اخوان من انصاف از خریداران درین بازار میخواهم