قاروره انداز

لغت نامه دهخدا

قاروره انداز. [ رو رَ / رِ اَ ] ( نف مرکب ) نفاطه. ( حبیش تفلیسی ). کسی که در جنگ مأمور انداختن قاروره است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که در جنگ مامور انداختن قاروره است.

جمله سازی با قاروره انداز

💡 سیاه و تنگ چون قاروره قیر متاع ساکنانش غل و زنجیر

💡 هزاری دو قاروره ده و دو هزار زره پوش و بر باد پایان سوار

💡 رنگ روی و نبض و قاروره بدید هم علاماتش هم اسبابش شنید

💡 چون نشسته عیسی اندر بزمگاه نبض قاروره تو از مرضی مخواه

💡 یارب این سوختگان را که ز قاروره آه در رخ اهرمنان شعله غم ریخته اند

💡 در کوزه نشست گل چو رخسارش دید تا خون دلش در دل قاروره چکید

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز