لغت نامه دهخدا
قابیلان بیک. [ ] ( اِخ ) از قورچیان سرکار سلاطین صفویه است. از اوست:
درنگ چیست اگر با منت سر جنگ است
بیا که شیشه ما نیز طالب سنگ است.( از آتشکده آذر با تعلیق جعفر شهیدی ص 20 ).
قابیلان بیک. [ ] ( اِخ ) از قورچیان سرکار سلاطین صفویه است. از اوست:
درنگ چیست اگر با منت سر جنگ است
بیا که شیشه ما نیز طالب سنگ است.( از آتشکده آذر با تعلیق جعفر شهیدی ص 20 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طفلیست سرو قامت کز من بیک اقامت دل برد و این کرامت در قوه بشر نیست
💡 در غمت گرچه بیک بار پریشان شده دل آنکه صد بار پریشان تر از آنست منم
💡 گرد هر شمع چو پروانه چه گردی زهوس سگ نه بینی که همه عمر بیک در گردد
💡 ز شوقش در همه جنّت نگنجید جهان پیشش بیک حبّه نسنجید
💡 زهی قوّت که گرخواهد بیک دم زمین چون موم گرداند فلک هم